خرید بک لینک
آسمان پر از پاییز شده است؛ رنگ و روی پاییز دارد، باران پاییز دارد و سردی خوشدمای پاییز را دارد. انگار می خواهد تمام تنش پاییز باشد و می خواهم تمام تنم پاییز باشد و می خواهم همه روزم پاییز باشد. می خواهم ساعتها چشم بدوزم به باران پاییزی. به قطرههای باران این هوای پاییزی. آی اخوان کجایی که پادشاه فصلها آمده است. پادشاه رنگها و رنگدانهها. پادشاه آب و هوا.

دلم گز کردن خیابانها می خواهد با پاییز و با هوای پاییز و با نم نم پاییز. دلم بوی دیوارهای کاهگل می خواهد با نم پاییزی که در جان شان فرو میرود. دیوارهای کوتاه کاهگلی که فاصله میان دیدن و شنیدن را کوتاه میکنند. دلم صدای پاییزی می خواهد. از آن صداهایی که صدا نیست، نجوا است. کم است و کم جان و اما عمیق است و پر از شادی. 

دلم جنوب را می خواهد. بوی نخلستان و صدای ماسهها و ریگها. خنکای چیت؛ وقتی زیر پایم سر میخورد تا گامهایم را ببلعد. بوی پیش و نم پنگاش میخواهم. آواز دریا و نجوای ساحل را می خواهم. دلم جنوب میخواهد. دلم خانه را می خواهد با صدای مادر و نگاههای عمیق پدر. دلم صدای آشپزخانه خانه را می خواهد و بوی خوب قلیه ماهی و ته انداز جنوب. پاییز را در جنوب می خواهم و جنوب را با حال و هوای پاییزیاش. 

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری تاريخ: پنجشنبه 23 فروردين 1397 ساعت: 13:10

صفحه بندی